الفيض الكاشاني
366
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
گمان مىكند كه همهء آنچه را اعتقاد دارد نادرست و بىاساس است ، زيرا او ميان ايمان به خدا و پيامبرش و ديگر اعتقادات صحيح ، و ميان عقيدهء فاسد خود تفاوتى نمىبيند و كشف اين كه يكى از اعتقادات او نادرست و از روى جهل بوده سبب مىشود كه بقيّهء اعتقاداتش را باطل بداند يا در آنها دچار شكّ شود . اگر در همين موقع خطرناك و پيش از آن كه حالت انابه به او دست دهد و به اصل ايمان بازگردد جان از تنش بيرون رود دچار سوء عاقبت شده و در حال شركت از دنيا رفته است كه از آن به خدا پناه مى بريم . حقّ تعالى همينها را اراده كرده و فرموده است : وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ؛ « 94 » و نيز : هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا ، الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً . « 95 » و همان گونه كه گاهى آنچه در آينده واقع مىشود در خواب مكشوف مىگردد و اين به سبب سبكى مشغوليّت دل به امور دنياست ، در سكرات مرگ نيز برخى امور بر آدمى كشف مىشود زيرا آنچه دل را مانع از آن است كه به ملكوت اعلا بنگرد و آنچه را در لوح محفوظ است مطالعه كند تا حقيقت امور چنان كه هست بر او مكشوف شود مشغوليّتهاى دنيا و شهوتهاى تن است . امثال اين حالات سبب كشف مىشود و كشف موجب شكّ در بقيّهء اعتقادات مىگردد . و هر كس دربارهء خداوند و صفات و افعال او به چيزى بر خلاف آنچه هست معتقد شود خواه از راه تقليد يا از طريق نظر و استنباط با اين خطر روبروست ، و زهد و صلاح براى دفع آن كافى نيست ، چه تنها اعتقادات صحيح است كه آدمى را نجات مىدهد . نادانها از اين خطر بركنارند ، يعنى كسانى كه به طور مجمل و استوار به خدا و پيامبرش و روز بازپسين ايمان آوردهاند مانند عربهاى باديه نشين و روستاييان و ديگر عوامى كه اهل بحث و نظر نيستند و به طور مستقلّ دربارهء كلام شارع سخن نمىگويند ، و به گفتههاى گوناگون متكلّمان گوش فرا نمىدهند و از آنها تقليد نمىكنند . از اين رو پيامبر ( ص ) فرموده است : « بيشتر اهل بهشت ابلهانند . » « 96 » پيشينيان به همين سبب از بحث و نظر و غور در كلام و بررسى اين
--> ( 94 ) زمر / 47 : و از سوى خدا امورى بر آنها ظاهر مىشود كه هرگز گمان نمىكردند . ( 95 ) كهف / 103 و 104 : آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين ( مردم ) كيانند ، آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم ( و نابود ) شده با اين حال گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند . ( 96 ) الافراد ابن شاهين ، ابن عساكر از جابر به سندى ضعيف بدين گونه : « ( وارد بهشت شدم و ديدم بيشتر اهل آن ابلهانند » ، بزّار و پيش از اين ذكر شده است .